شمع  امید



شامپو رفع سفیدی مو شامپو رفع سفیدی مو
بیش از 15 سال جوان شوید
با این شامپو دیگر نیازی به رنگ مو ندارید
پودر سفید کننده دندان
قویترین سفید کننده گیاهی در 5 دقیقه
رفع زردی،جرم و تقویت مینای دندان
X
تبلیغات در بلاگ اسکای

دنگ دنگ 

آی بیا پهلوان وارد میدان بشو 

نوبتت آخر رسید 

معرکه کشتی تو با خداست 

 

این طرف گود منم یک تنه 

آن طرف گود خدا با همه 

زور خدا از همه کس بیشتر 

زور من از مورچه هم کمتر است 

آخرش او میبرد  

اوکه خودش داور است 

 

بازوی من را گرفت برد هوا زد زمین  

خرد شدم این چنین.. 

آخر بازی ولی 

گفت بیا 

جایزه بازی و بازندگی 

یک دل محکمتر است 

یک زره آهنی 

پاشو تنت کن ولی 

باز نبینم که زود  

زیر غمم بشکنی!

عرفان نظر آهاری

نوشته شده در دوشنبه 11 مهر ماه سال 1390ساعت 2:12 PM توسط مریم نظرات (8)

اما با این همه  

 تقصیر من نبود 

که با این همه  

با این همه امید قبولی  

در امتحان ساده تو رد شدم  

اصلا نه تو نه من  ! 

تقصیر هیچکس نیست 

از خوبی تو بود  

که من بد شدم! 

نوشته شده در شنبه 9 مهر ماه سال 1390ساعت 1:52 PM توسط مریم نظرات (4)

  

 

 پسرکی دو خط موازی بر روی تخته سیاه کشید  

خط اول به دوم گفت ما می توانیم با هم زندگی خوبی داشته باشیم  

دومی قلبش تپید و لرزان گفت :بهترین زندگی؟ 

در همان زمان معلم فریاد زد دو خط موازی هیچگاه به هم نمی رسند 

وبچه ها تکرار کردند دو خط موازی هیچگاه به هم نمیرسند 

مگر اینکه یکی برای رسیدن به دیگری خود را بشکند.

نوشته شده در پنجشنبه 7 مهر ماه سال 1390ساعت 10:20 AM توسط مریم نظرات (5)

هیچ نقشی بر سنگ سخت به راحتی حک نمی شود 

و ماندگارترین رد پاها در سخت ترین شرایط  

بر صفحه ی زندگی نقش می بندند. 

وقت آن رسیده که کوله پشتی ات را پر کنی از امید  

وتلاش و خالصانه ترین آرزوها توشه راهت شود. 

ببین قدمهایت پر شده از شوق رسیدن به رویاها و 

این بار بر خلاف همیشه موانع زندگی مسیرهایی  

هستند که راه رسیدن به آرزوهایت را برایت هموار می کنند.  

 

 

زندگی باور می خواهد آن هم از جنس امید که اگر سختی راه 

به تو یک سیلی زد یک امید قلبی به تو گوید که  

 

خدا هنوز هست.

نوشته شده در دوشنبه 4 مهر ماه سال 1390ساعت 4:35 PM توسط مریم نظرات (8)

بنده من نماز شب بخوان که یازده رکعت است... 

خدایا خسته ام نمی توانم نیمه شب یازده رکعت بخوانم! 

بنده ی من قبل از خواب این سه رکعت را بخوان... 

خدایا سه رکعت زیاد است ! 

بنده ی من همان جا که دراز کشیده ای تیمم کن و بگو یا الله 

خدایا هوا سرد است من اگر بلند شوم خواب از سرم میپرد 

بنده ی من در دلت بگو یا الله ما نماز شب برایت حساب میکنیم

 

بنده اعتنایی نمی کند و می خوابد ... 

ملائکه ی من ببینید من اینقدر ساده گرفتم اما بنده ی من خوابیده 

چیزی به اذان صبح نمانده اورا بیدار کنید 

دلم برایش تنگ شده امشب با من حرف نزده 

خداوندا دوبار اورا بیدار کردیم اما باز هم خوابید 

ملائکه ی من در گوشش بگویید پروردگارت منتظر توست 

پروردگارا باز هم بیدار نمیشود 

اذان صبح را می گویند هنگام طلوع آفتاب است  

ای بنده بیدارشو نماز صبحت قضا می شود 

خورشید از مشرق سر بر می آورد 

خداوند رویش را بر میگرداند 

ملائکه ی من آیا حق ندارم که با این بنده قهر کنم؟ 

 

وای نه ...!      خدای مهربونم......     با منم قهری؟؟؟؟ 

  

 

 

نوشته شده در پنجشنبه 31 شهریور ماه سال 1390ساعت 7:15 PM توسط مریم نظرات (7)


Design By : Pichak